دیکشنری فارسی

impost (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/im´pōst´/n., vt.

● مالیات (به ویژه مالیات بر واردات)، تعرفه‌ی گمرکی

● (در مسابقات اسبدوانی با بار) وزنه‌ای که اسب باید آن را حمل کند

● دسته‌بندی کردن کالاهای وارداتی (به منظور مالیات بندی)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن