دیکشنری فارسی

imprescriptible

معنی فارسی

اسقاط نشدني ازدست نرفتني باطل نشدني

معنی کامل و مثال‌ها

/im´pri skrip´tǝ bǝl/adj.

● (حقوق) آنچه که شامل مرور زمان نمی‌شود، مالکیتی که در اثر مرور زمان مسلم نمی‌شود

● تخطی‌ناپذیر، ملغی نشدنی، حق مسلم

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن