impress (1)
معنی کامل و مثالها
/im pres´, im´pres´/vt., n.
● به خدمت اجباری بردن (به ویژه خدمت در نیروی دریایی)
● (برای کارهای عامالمنفعه) مصادره یا ضبط کردن (پول یا ملک و غیره)
● رجوع شود به: impressment
/im pres´, im´pres´/vt., n.
● به خدمت اجباری بردن (به ویژه خدمت در نیروی دریایی)
● (برای کارهای عامالمنفعه) مصادره یا ضبط کردن (پول یا ملک و غیره)
● رجوع شود به: impressment
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن