دیکشنری فارسی

improvisate

مترادف‌ها

verb active, verb neuter
Improvise, poetize extempore.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن