imputative معنی فارسی اسنادي اتهامي تهمت اميز تهمت زن واژههای دیگر با معنی «اسنادي» predicative اسنادي، مسندي، خبر دهنده attributive اسنادي، مستقيم documentary credit اعتبار اسنادي back-to-back credit اعتبار اسنادي اتکائي ship's papers اسناد کشتي :اسنادي که مالکيت وتابعيت، وبارکشتي را نشان ميدهد transferable credit اعتبار قابل انتقال، اعتبار اسنادي قابل، انتقال carnet کارنه، اسنادي که در حمل بين المللي بکار، برده ميشود و موقع عبور محموله توسط کاميون advising bank بانک ابلاغ کننده، بانکي که گشايش اعتبار، اسنادي را به ذينفع (فروشنده) اعلام ميکند DCA حروف اختصاري Document Content Architecture، يک روش قالب بندي در معماري شبکه اي سيستمهاست، (SNA) که امکان تبادل اسناد متني بين کامپيوترهاي با اندازه