in conformity with معنی فارسی بر طبق بر موجب برحسب واژههای دیگر با معنی «بر طبق» p.r.n. بر طبق مقتضيات، مطابق شرايط. right of asylum حق پناهندگي بر طبق قانون يا عهدنامه . equal sacrifice theory نظريه برابري فداکاري، بر طبق اين نظريه، ماليات بايد متناسب S.A.L. = secundum arfis leges، بر طبق قوانين هنري. greshams law قانون گرشام، اصلي است که بر طبق آن پول، بد (يا ارزان مثل نقره) پول خوب (ياگران AMPS سرنام Advanced Mobile Phone Service، يک تکنولوژي، ارتباطاتي سلولي قياسي بر طبق ويژگي FDM که توسط accordingly بنابراين، از اينرو، از همان قرار