in d.of معنی فارسی درنبودن بواسطه واژههای دیگر با معنی «درنبودن» desiderata چيزي که درنبودن ان ارزوي بودن انرابکنند، چيزمطلوب desideratum چيزي که درنبودن ان ارزوي بودن انرابکنند، چيزمطلوب