in due f. معنی فارسی بطوريکه بايد واژههای دیگر با معنی «بطوريکه» entertainingly بطوريکه سرگرم کند، بطورتفريح دهنده incomputably بطوريکه نتوان شمرد evincibly بطوريکه بتوان اثبات کردن impressibly بطوريکه بتوان درآن تاثير کرد ego loss programming تنظيم کارهاي برنامه نويسي بطوريکه، اعتبار موفقيت يا گناه شکست بايد بجاي، يک برنامه نويس ميان چند برنامه نويس hypoventilation تنفس کم بطوريکه مقدار اکسيژن خون از، مقدار عادي آن کمتر ميشود variable-incidence جسمي که بصورت لولايي نصب شده بطوريکه، زاويه برخورد آن تغيير ميکند coordinated turn دورزدن هواپيما بطوريکه کنترلهاي مربوط، به دوران حول هر سه محور مورد استفاده، قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپيما به pitch setting تنظيم گام ملخ يا رتور هليکوپتر بطوريکه، همه تيغه ها گام مطلوب را دارا باشد wash-in پيچش بال بطوريکه زاويه نصب آن بطرف نوک، کاهش يابد