in quest of معنی فارسی درجستجوي جوياي درطلب واژههای دیگر با معنی «درجستجوي» forty niner شرکت کننده در مهاجرت سال 9481 بکاليفرنيا، درجستجوي طلا. egoism اعتقادباينکه اساس اخلاق اينست که شخص، درجستجوي منافع وخوشي خود egoistical اعتقادباينکه اساس اخلاق اينست که شخص، درجستجوي منافع وخوشي خود egomaniacal اعتقادباينکه اساس اخلاق اينست که شخص، درجستجوي منافع وخوشي خود quest جستجو، تلاش، طلب