in reply TO معنی فارسی در پاسخ در جواب واژههای دیگر با معنی «در پاسخ» W-response پاسخ کلي (در رورشاخ)، (whole response) color response پاسخ رنگ (در رورشاخ) whole response پاسخ کلي (در رورشاخ) position response پاسخ مکاني (در رورشاخ) reflection response پاسخ قرينه (در رورشاخ) anatomy response پاسخ کالبدي (در رورشاخ) content response پاسخ محتوايي (در رورشاخ) shading response پاسخ سايه روشن (در رورشاخ) achromatic color response پاسخ رنگ بي فام (در رورشاخ) white-space response پاسخ به بخش سفيد (در رورشاخ)