in spite of UKinspaitɔf معنی فارسی باوجود علي رغم واژههای دیگر با معنی «باوجود» malgre باوجود، معهذا، عليرغم. mauger باوجود maugre باوجود pull off باوجود مشکلات بکارخود ادامه دادن، مقاومت کردن، نيروي کشش برقي.