in substance معنی فارسی در اصل اصولا واژههای دیگر با معنی «در اصل» sic چنين است (در اصل) reorganization principle اصل بازآرايي (در نظريه گشتالت) principle of intimacy اصل بهم بستگي (در نظريه گشتالت) comparative cost اصل تخصص کشورها در توليد کالاهايي که آن، را از ديگر ممالک ارزانتر و مرغوبتر، تهيه مي کنند originally اسلا، در اصل، از اصل capitalized expense هزينه اي که علاوه بر به حساب آمدن در، حساب سود و زيان، در ضمن اصل دارايي diminishing utility قانون تقليل تمايل به مصرف، اصل فايده نزولي، اصل تقليل تمايل به مصرف در آينده در اثر mainly بيشتر، اساسا، اصلا Sussex کشور پادشاهي ساسکس، نام پيشين درشهرستان East Sussex و Sussex، West در جنوب خاوري انگليس transitivity principle اصل تعدي، اصل سرايت پذيري، بر مبناي اين اصل منطقي چنانچه شق 1 بر 2