دیکشنری فارسی

inbounds

معنی فارسی

وابسته به پراندن توپ به داخل زمين

معنی کامل و مثال‌ها

/in´boundz´/adj.

● (بسکتبال) وابسته به پراندن توپ به داخل زمین

an inbounds pass

پاس توپ به داخل زمین

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن