incalescent معنی فارسی گرم شونده معنی کامل و مثالها /in´kǝ les´ǝnt/adj.● (نادر) گرم شونده واژههای دیگر با معنی «گرم شونده» underfired از زير گرم شونده، زير گرم شو، زير گرم calescent در حال گرم شدن، رو به گرما، گرم شونده heating عمل گرم کردن، گرم کننده، گرم شونده incandescent سفيد شونده از گرما، سفيد گرم، درخشان