دیکشنری فارسی

incapacious

معنی فارسی

ضعيف ناقص عاجز بي کفايت ضعيف بي گنجايش ضعيف العقل

معنی کامل و مثال‌ها

/in´kǝ pā´shǝs/adj.

(نادر) ناگنجا، کم ظرفیت

(قدیمی) کودن، کم‌هوش

مترادف‌ها

adjective
Narrow, scant, of small capacity, not ample, not capacious.

واژه‌های دیگر با معنی «ضعيف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن