includ معنی فارسی شمول در بر داشتن واژههای دیگر با معنی «شمول» collision coverage شمول جبران تصادمات intersubjective قابل شمول بدو فاعل يا بيشتر، چند فاعلي. incurrence تحميل، تعلق گرفتگي، شمول