دیکشنری فارسی

included

UKinkluːdid USınk'lu:dəd

معنی فارسی

دور گرفته شده تو گذاشته تو مانده

معنی کامل و مثال‌ها

/-id/adj.

● شامل شده، به حساب آمده، منظور شده، گنجانده شده، به شمار آمده (رجوع شود به: include)

● (دارای مادگی و پرچم که کاملا توسط گلبرگ‌ها یا نیام احاطه شده است) در خود گیر

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'includere' ('to shut in'), from 'in-' ('in') + 'cludere' ('to shut').

مثال

  • The package includes a set of instructions.
  • The price includes taxes and fees.
  • The report should include all relevant data.

ترکیب‌های رایج

Includes in Includes with Includes as

تعریف انگلیسی

adjective
  1. enclosed in the same envelope or package “the included check”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن