incoercible
معنی فارسی
ناگزير نکردني ابگونه نشدني بي اختيار جلوگيري نکردني
معنی کامل و مثالها
/in´kō u_r´sǝ bǝl/adj.
● وادار نکردنی یا نشدنی، اجبارناپذیر
ناگزير نکردني ابگونه نشدني بي اختيار جلوگيري نکردني
/in´kō u_r´sǝ bǝl/adj.
● وادار نکردنی یا نشدنی، اجبارناپذیر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن