incohesive معنی فارسی نچسب ناچسب ناچسبنده واژههای دیگر با معنی «نچسب» Teflon تفلون، ظرف نچسب nonstick ناچسبان، ته ليز، نچسب pokerface چهره خشک وبيحالت، قيافه گرفته وخشک، بيعلاقه postiche ساختگي، مصنوعي، زائد unappealing غير قابل استيناف، غير جذاب، غير منطقي