incompletion
UKinkəmpliːʃən
معنی فارسی
ناتمامي نقص انجام نشدگي تکميل نشدگي
ناتمامي نقص انجام نشدگي تکميل نشدگي
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن