دیکشنری فارسی

incondensable or incondensible

معنی کامل و مثال‌ها

/in´kǝn den´sǝ bǝl/adj.

● تلخیص ناپذیر، کوتهوار نشدنی

● تغلیظ نشدنی، میعان ناپذیر، چگالش ناپذیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن