inconsecutive
معنی فارسی
فاقد ارتباط منطقي غير منطقي ول گسيخته نامربوط
معنی کامل و مثالها
/in´kǝn sek´yōō tiv, -yǝ-/adj.
● ناپیدرپی، ناپشت سرهم، غیرمتعاقب (واروی: consecutive)
فاقد ارتباط منطقي غير منطقي ول گسيخته نامربوط
/in´kǝn sek´yōō tiv, -yǝ-/adj.
● ناپیدرپی، ناپشت سرهم، غیرمتعاقب (واروی: consecutive)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن