inconsumable
معنی فارسی
مصرف نکردني تمام نشدني سوخته نشدني
معنی کامل و مثالها
/in´kǝn sōō´mǝ bǝl, -syōō´-/adj.
● مصرف نکردنی، ناگساردنی
مصرف نکردني تمام نشدني سوخته نشدني
/in´kǝn sōō´mǝ bǝl, -syōō´-/adj.
● مصرف نکردنی، ناگساردنی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن