دیکشنری فارسی

inconsumable

معنی فارسی

مصرف نکردني تمام نشدني سوخته نشدني

معنی کامل و مثال‌ها

/in´kǝn sōō´mǝ bǝl, -syōō´-/adj.

مصرف نکردنی، ناگساردنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن