دیکشنری فارسی

incorporator

معنی فارسی

ترکيب کننده تشکيل دهنده کارمند اتحاديه يکي سازنده

معنی کامل و مثال‌ها

/in kôr´pǝ rāt´ǝr/n.

(شخص) همبسته ساز، ضمیمه کننده، تلفیق کننده

عضو اصلی (شرکت و غیره)، عضوی که نام او در امتیازنامه‌ی شرکت به ثبت رسیده است)

واژه‌های دیگر با معنی «ترکيب کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن