incorporeity
معنی فارسی
عدم ماديت بي جسم تجرد وجود غير مادي
معنی کامل و مثالها
/in´kôr pǝ rē´ǝ tē/n., pl.
● تجرد، غیرجسمی بودن، بیماده بودن، ناتنمندی، ناتنداری
● روح
مترادفها
noun
Spirituality, immaterialness, immateriality.
عدم ماديت بي جسم تجرد وجود غير مادي
/in´kôr pǝ rē´ǝ tē/n., pl.
● تجرد، غیرجسمی بودن، بیماده بودن، ناتنمندی، ناتنداری
● روح
noun
Spirituality, immaterialness, immateriality.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن