incriptional معنی فارسی نوشته اي کتيبه اي خطي نقشي واژههای دیگر با معنی «نوشته اي» inscriptive نوشته اي، کتيبه اي، خطي write protect شيوه اي براي محافظت از نوشته شدن، اطلاعات روي ديسک يا نوار psychobiography زندگينامه اي که از ديدگاه روانکاوي نوشته، شده ref Request For Personal، نوشته اي که نيازمنديهاي يک فرد را شرح، مي دهد facia لوحه، صفحه اي که نام وپيشه دکاندار روي ان نوشته، ميشود holographic رجوع شود به holograph، وابسته به دستينه، دست نوشته اي I-CASE سرنام عبارت "Integrated Computer-Aided Software، " Engineering، نام نرم افزاري است که عمليات گسترده اي nuncupative will وصيت شفاهي، وصيتي که ابتدا در حضور عده اي از شهود، اعلام و متعاقبا" نوشته مي شود letter of recall نامه اي است که رئيس يک کشور به رئيس، کشور ديگر نوشته و از او تقاضاي مرخص، کردن سفيري را که کارش در مملکت p-system سيستم عامل ريزکامپيوتري با امتياز اساسي، که برنامه هاي نوشته شده براي آن روي، محدوده گسترده اي از ماشينهاي گوناگون