incrossbreed معنی فارسی توليد شده در اثر اميزش نژاد، اميزش نژادي کردن. واژههای دیگر با معنی «توليد شده در اثر اميزش نژاد» fission products عوامل توليد شده در اثر تجزيه اتمي، بقاياي شکافت هسته اي، مواد اتمي polygonal soil زمين چند دامنه اي که شيبهاي آن در اثر، فرسايش يخ يا برف توليد شده باشد