incrusted
UKinkrʌstid
معنی فارسی
اندون ، خاتم کاري کردن ، قشر بستن ،
باورقه اي از چيز ديگر پوشاندن
اندون ، خاتم کاري کردن ، قشر بستن ،
باورقه اي از چيز ديگر پوشاندن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن