دیکشنری فارسی

incurrent

معنی فارسی

جاري به طرف داخل، درون ريز

معنی کامل و مثال‌ها

/in ku_r´ǝnt/adj.

● جاری به طرف داخل، درون ریز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن