incuse
معنی فارسی
فر رفته نقش بسته فرو رفتگي نقش
معنی کامل و مثالها
/in kyōōz´, -kyōōs´/adj., n.
● (در مورد نقش روی سکه) ایجاد شده با چکشکاری یا پرس
● نقش روی سکه
فر رفته نقش بسته فرو رفتگي نقش
/in kyōōz´, -kyōōs´/adj., n.
● (در مورد نقش روی سکه) ایجاد شده با چکشکاری یا پرس
● نقش روی سکه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن