دیکشنری فارسی

indecomposable

معنی فارسی

فساد ناپذير ازهم نپاشيدني از هم نپاش متلاشي نشدني فاسد نشدني

معنی کامل و مثال‌ها

/in´dē´kǝm pō´zǝ bǝl/adj.

متلاشی نشدنی، تلاشی ناپذیر، واسازنشدنی، واهشت‌ناپذیر، ناواهشتنی

واژه‌های دیگر با معنی «فساد ناپذير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن