indecomposable
معنی فارسی
فساد ناپذير ازهم نپاشيدني از هم نپاش متلاشي نشدني فاسد نشدني
معنی کامل و مثالها
/in´dē´kǝm pō´zǝ bǝl/adj.
● متلاشی نشدنی، تلاشی ناپذیر، واسازنشدنی، واهشتناپذیر، ناواهشتنی
فساد ناپذير ازهم نپاشيدني از هم نپاش متلاشي نشدني فاسد نشدني
/in´dē´kǝm pō´zǝ bǝl/adj.
● متلاشی نشدنی، تلاشی ناپذیر، واسازنشدنی، واهشتناپذیر، ناواهشتنی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن