دیکشنری فارسی

indemonstrable

معنی فارسی

اثبات ناپذير غير قابل اثبات شرح ندادني غير قاب شرح

معنی کامل و مثال‌ها

/in´di män´strǝ bǝl; in dem´ǝn-/adj.

● اثبات نکردنی (یا نشدنی)، توضیح ندادنی، نشان ندادنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن