indent (2)
معنی کامل و مثالها
/in dent´; in´dent´, in dent´/vt., n.
● (با فشردن مهر بیجوهر برکاغذ و غیره) فرورفتگی ایجاد کردن، مهر برجسته کردن
● قر کردن، قری ایجاد کردن
● قری، فرورفتگی، نقش برجسته (یا فرورفته)
/in dent´; in´dent´, in dent´/vt., n.
● (با فشردن مهر بیجوهر برکاغذ و غیره) فرورفتگی ایجاد کردن، مهر برجسته کردن
● قر کردن، قری ایجاد کردن
● قری، فرورفتگی، نقش برجسته (یا فرورفته)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن