indent (to) معنی فارسی دندانه دار کردن واژههای دیگر با معنی «دندانه دار کردن» indent دندانه دار کردن، کام دار کردن، سفارش دادن cut teeth دندانه ساختن، دندانه دار کردن nurl گره، برآمدگي، قپه