پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
independent in come
معنی فارسی
درامد مرتب که شخص را از کارکردن براي زندگاني
بي نيازميسازد
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن