indeterminism
معنی فارسی
اعتقاد باينکه همه کرده هاي انسان انگيزه يا
جهت خارجي ندارد
معنی کامل و مثالها
/in´dē tu_r´mi niz´ǝm, -di-/n.
● (این فلسفه: ارادهی بشر آزاد است یا لااقل کاملا تابع زنجیرهی علت و معلول نیست) اختیار (در برابر: جبر)، نادهنادگرایی
● عدم تعیین