indistinctive
معنی فارسی
فاقد تشخيص بي فرق غير اختصاصي
معنی کامل و مثالها
/in´di stiŋk´tiv/adj.
● نامشخص، نابرجسته، ناچشمگیر، عاری از ویژگی
● ناقادر به تشخیص دادن
فاقد تشخيص بي فرق غير اختصاصي
/in´di stiŋk´tiv/adj.
● نامشخص، نابرجسته، ناچشمگیر، عاری از ویژگی
● ناقادر به تشخیص دادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن