دیکشنری فارسی

inductile

معنی فارسی

لوله نشو دراز نشو کش برمدار رام نشو سخت

معنی کامل و مثال‌ها

/in duk´til/adj.

(فلزی که نتوان آن را کشید و یا با چکش شکل داد: واروی ductile) کش ناپذیر، چکش نخوار، دیس ناپذیر، انعطاف ناپذیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن