inductile
معنی فارسی
لوله نشو دراز نشو کش برمدار رام نشو سخت
معنی کامل و مثالها
/in duk´til/adj.
● (فلزی که نتوان آن را کشید و یا با چکش شکل داد: واروی ductile) کش ناپذیر، چکش نخوار، دیس ناپذیر، انعطاف ناپذیر
لوله نشو دراز نشو کش برمدار رام نشو سخت
/in duk´til/adj.
● (فلزی که نتوان آن را کشید و یا با چکش شکل داد: واروی ductile) کش ناپذیر، چکش نخوار، دیس ناپذیر، انعطاف ناپذیر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن