inductor
UKindʌktər
USın'dʌktə
معنی فارسی
واسطه القا ،
براي دريافت درامد کليسايي معرفي ميکند ،
واسطه
معنی کامل و مثالها
/in duk´tǝr/n.
● (شخص) برگمارنده، گمارگر، منصوب کننده (به کار یا مقامی)
● (شیمی - مادهای که واکنش آهستهی شیمیایی را تند میکند) تندساز
● (برق) القاگر، توختگر
● درانگیز