industrialist
USın'dʌstrıəlıst
معنی فارسی
اهل صنعت ، اهل پيشه و هنر ، صاحب کارخانه ،
کارگر صنعتي
معنی کامل و مثالها
/-ist/n.
● (کسی که مالک یا مدیر یک واحد صنعتی است) صاحب صنعت، هوتخشگر، مدیر صنعت، کارخانهدار
تعریف انگلیسی
noun
- someone who manages or has significant financial interest in an industrial enterprise