indwell
UKindwel
معنی فارسی
جا گرفتن (در) جايگير شدن ، اشغال کردن ،
ساکن شدن
معنی کامل و مثالها
/in´dwel´, in dwel´/vi., vt.
● (در مورد روح یا روحیه و غیره) درون (چیزی) زیستن، درونزی بودن، درون ماندگار بودن، درون باشند بودن