دیکشنری فارسی

indwell

UKindwel

معنی فارسی

جا گرفتن (در) جايگير شدن ، اشغال کردن ،

ساکن شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/in´dwel´, in dwel´/vi., vt.

(در مورد روح یا روحیه و غیره) درون (چیزی) زیستن، درون‌زی بودن، درون ماندگار بودن، درون باشند بودن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن