ine horse معنی فارسی يک اسبه فاقداسباب لازم بد تيار شده واژههای دیگر با معنی «يک اسبه» one horse يک اسبه، مخصوص يک اسب، بي مايه one-horse يک اسبه carryall درشکه يک اسبه وچهارچرخه، چنته يا خورجين.، اتوبوس کاميون مانند carry all درشکه يک اسبه وچهارچرخه، چنته يا خورجين. cariole يک نوع درشکه سبک ياتک اسبه، سورتمه سبک wagonette گردونه چهار چرخه يک يا چند اسبه، واگنکوچک. four in hand گردونه چهار اسبه که يک راننده داشته باشد. jigger طناب قرقره، بادبان کوچک، يکجور کرجي کوچک