ineffaceable
UKinifeisəbl
معنی فارسی
پاک نشدني محو نشدني
معنی کامل و مثالها
/in´e fās´ǝ bǝl, -i fās´-/adj.
● پاک نشدنی، نازدودنی، محو نشدنی (یا نکردنی)
مترادفها
adjective
Indelible, ingrained.