دیکشنری فارسی

ineffaceable

UKinifeisəbl

معنی فارسی

پاک نشدني محو نشدني

معنی کامل و مثال‌ها

/in´e fās´ǝ bǝl, -i fās´-/adj.

● پاک نشدنی، نازدودنی، محو نشدنی (یا نکردنی)

مترادف‌ها

adjective
Indelible, ingrained.

واژه‌های دیگر با معنی «پاک نشدني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن