دیکشنری فارسی

inefficiently

UKinifiʃientliː USını'fıʃəntlı

معنی فارسی

ازروي بي کفايتي ازروي بي عرضگي با نداشتن قابليت بيفايده

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an inefficient manner “he dealt inefficiently with the crisis” “Derived from adjective: inefficient”

واژه‌های دیگر با معنی «ازروي بي کفايتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن