دیکشنری فارسی

inelastic

UKinilæstik US'ınə'læstık

معنی فارسی

بي کش کش برمدار بي ارتجاع رام نشو تسليم نشو وفق ناپذير سخت

معنی کامل و مثال‌ها

/in´ē las´tik, -i las´-/adj.

● ناکشسان، ناهجاک، غیرقابل ارتجاع

● انعطاف ناپذیر

● (اقتصاد - کالا یا خدمات: آنچه که با تغییر عرضه و تقاضا، قیمت آن دستخوش تغییر نمی‌شود) بی‌کشش، کشش ناپذیر، دارای قیمت ثابت

inelastic supply and demand

عرضه و تقاضای غیر قابل انعطاف

* inelasticity, n.

1- ناکشسانی 2- بی‌کششی، کشش ناپذیری

inelasticity of demand

کشش ناپذیری تقاضا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not elastic “economists speak of an inelastic price structure”

واژه‌های دیگر با معنی «بي کش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن