دیکشنری فارسی

inexorably

UKineksərəbliː USı'neksərəblı

معنی فارسی

ازروي سنگدلي ،

بي انکه نرم شوديا بلابه کسي گوش دهد

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an inexorable manner “time marches on inexorably” “Derived from adjective: inexorable”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن