دیکشنری فارسی

inexpressively

UKinikspresivliː

معنی فارسی

چنانکه زبان دار نباشد ، بطور نارسا ، بطور گنگ ،

چنانکه مقصودرا نرساند

تعریف انگلیسی

adverb
  1. without expression; in an inexpressive manner “she looked at him inexpressively”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن