دیکشنری فارسی

infanta

معنی فارسی

دختر پادشاه و ملکه اسپانياو پرتقال

معنی کامل و مثال‌ها

/in fan´tǝ, -fän´-/n.

● (اسپانیا و پرتغال)

● دختر پادشاه، شاهدخت

● همسر پسر شاه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن