دیکشنری فارسی

infarction

UKcardiac USın'fɑ:kʃən

معنی فارسی

مردگي بافت هاي يک ناحيه در اثر ايست گردش خون

در رگ

معنی کامل و مثال‌ها

/in färk´shǝn/n.

● (پزشکی)

● رگ بست، انفارکتوس، رگ بستگی، سکته قلبی

● رجوع شود به: infarct

تعریف انگلیسی

noun
  1. localized necrosis resulting from obstruction of the blood supply

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن