دیکشنری فارسی

infidelity

US'ınfı'delıtı

معنی فارسی

کافري بي ايماني نقض عهد پيمان شکني خيانت بيوفايي

معنی کامل و مثال‌ها

/in´fǝ del´ǝ tē/n., pl.

● کفر، کفرگویی، بی دینی

● عمل کفرآمیز

● خیانت به همسر، زنای محصنه، زنا

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being unfaithful

مترادف‌ها

noun
1. Unbelief, disbelief, scepticism.
2. Faithlessness (in the marriage relation), unfaithfulness.
3. Faithlessness (generally), bad faith, disloyalty.

واژه‌های دیگر با معنی «کافري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن